طاهانفس مامانطاهانفس مامان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

قند عسلم

سلام پسر کوچولو

1392/4/11 2:10
نویسنده : مامانی
80 بازدید
اشتراک گذاری

امروز چهار روز از فوت پدر بزرگ بابایی میگذره چند روزه که خونه نبودیم از روز چهار شنبه که دایی رضا وخانواده از کربلا اومد رفتیم دیدنش بعدشم شب رفتیم تولد سجاد کوچولو باز فرداش صبح رفتیم خونه مادر جون چون شب بابایی نبود مارو ببره خونه دایی رضا که مهمونی بود خلاصه شب مامانیت خبر داد که جد بزرگوارت فوت کرده فردا صبح بابات اومد دنبالم بریم تعزیه من خیلی خسته بودم چون شب خونه مادر جون تو و سوگند خیلی شیطونی کردین دیر خوابیدین

وقتی رسیدیم دیدیم دارن جنازه رو از خونه میبردن سر خاک چون هوا خیلی گرم بود نرفتیم ما آخه پسرم مریض میشد اون روز ما تا شب اونجا بودیم شب اومدیم خونه  راستی خونه موش اومده بود نمیدونم از کی وو از کجا خیلی اعصابم خورد شده بود خلاصه باز فرداشم رفتیم هم ظهر هم شب و پس فرداش هم همین طور موشه هم ماکه خونه نبودیم خوب باخودش حال میکرد دیگه یه عالمه تله و چسب گذاشتیم تا بالاخره گیر افتاد خیالم راحت شد حالا از امروز شروع کردم به شستن و تمیز کردن آشپز خونه آخه موشه همه جارو به گند کشیدهسبز

تو هم که نا ناز مامان خیلی شیطون شدی شبا دیر میخوابی میخوای بازی کنی همش حدود 2 هفته دیگه باید بریم واکسن 4 ماهگیتو بزنی

پسرم داره بزرگ میشه عکسم دیگه وقت نکردم ازت بگیرم نفس مامان بعدا چند تا عکس خوشگا از پسرم بگیرم ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

محمدحسين(قهرمان كوچك)
11 تیر 92 2:17
سلام دوست جونم.من تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کردم.به رایتون نیاز دارم اگه از عکسم خوشتون اومد کد 343رو به شماره 20008080200 اس ام اس کنید. منتظر راي شما هستم.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسلم می باشد